با صداي زنگ ساعت بيدار شدم، ساعت 8 بامداد بود، چند لحظه سر جايم نشستم و بعد برخواستم آبي به سر و صورتم زدم و سريع به سمت تلفن رفتم، اما هنگامي كه آن را برداشتم انگشتم روي شماره هاي آن نميرفت، با خود گفتم اول صبحانه اي بخورم وبعد زنگ بزنم، رفتم و وسايل صبحانه را آماده كردم و شروع كردم به خوردن، اما نتوانستم زياد بخورم، ميلم به صبحانه نمي كشيد به ساعت نگاه كردم، ساعت 30/8 دقيقه بود،به خودم گفتم دني يا حالا يا هيچ وقت، دل را به دريا زدم و گوشي را برداشتم،شماره مايكلا را گرفتم و منتظر شدم گوشي را بردارد، سه،چهار،پنج وشش زنگ خورد،نااميد شدم مي خواستم قطع كنم كه صداي دختري آمد كه مي گفت:بله،بفرمائيد،دلم يهو ريخت،تلفونو قطع كردم و هي بالا_ پائين كردم، به خودم مي گفتم احمق جان مگه تو همينو نمي خواستي، مگه نمي گفتي مي خوام باهاش حرف بزنم، چرا؟،همينو ميخواستم اما نتونستم،اگه الآن نتوني پس كي وقت مي كني باهاش حرف بزني،دوباره زنگ ميزنمو ايندفعه هر چي پيش بياد اصلا برام مهم نيست يا ميگه ميام يا ميگه نميام، دوباره گوشي رو برداشتم، شماره رو گرفتمو منتظر شدم كه مايكلا گوشي رو برداره، بعد از اينكه سه تا زنگ خورد صداي همان دختري مي آمد كه مي گفت: بله بفرمائيد،من باز هم نتوانستم حرف بزنم ولي گوشي را هم قطع نكردم،دوباره دخترگفت: بله،بفرمائيدبا چه كسي كار داريد،لطفا جواب دهيد والا قطع مي كنم من انگار كه خودم نباشم و كس ديگري جاي من صحبت كند، گفتم نه مايكلا منم دني، مي خواستم حالت رو بپرسم، مايكلا گفت هان، دني توئي
خوبي، چه خبر؟، چي شده اينوقت صبح اينجا زنگ زدي، مشكلي پيش اومده، به او گفتم نه هيچ مشكلي پيش نيومده، فقط ، فقط ، فقط چي؟، هيچي مي خواستم حالتو بپرسم و بهت بگم ، مايكلا گفت چي، حرفتو بزن باشه الآن مي گم، خوب بگو ديگه نگران شدم!، نه نگران نشو ، چيز خاصي نيست فقط مي خوام بهت بگم مياي امشبو شام با هم بيرون، مايكلا چند لحظه سكوت كرد، سكوت او مرا ديوانه كرده بود، من هم حرفي نمي زدم و منتظر جواب او بودم، همش خدا خدا ميكردم كه جواب اون مثبت باشه ، در همين حين او گفت ساعت هفت خوبه؟،
من گفتم عاليه فقط مي خواستم بگم كه به نظر من اگه شام رو در يه پارك بخوريم بهتر، تو مشكلي نداري ، مايكلا جواب داد كه نه مشكلي نيست تازه در هواي آزاد هم شام خوردن لذت بيشتري دارد، به او گفتم پس در پارك سنت مارينو مي بينمت، او گفت باشه، ساعت هفت در سنت مارينو، فعلا كاري نداري ، به او گفتم به اميد ديدار و گوشي رو گذاشتم ، از خوشحالي نمي دانستم چكار كنم ، همش بالا و پائين مي پريدم ، از خوشحالي داشتم بال در مي آوردم ، تا به حال روزي به اين خوبي در زندگيم وجود نداشت، آنقدر خوشحال بودم كه مي خواستم گريه كنم.
ازهمه دوستاني كه من رو لايق دونستن وبه من ايميل زدن خيلي تشكر ميكنم و به زودي اسامي عزيزاني رو كه لطف كردن و براي داستان (آقا رضا.س) اسم انتخاب كردن رو در وبلاگ ميذارم. براي امشب هم قسمت دوم داستان رو براتون ميذارم تا از خوندنش لذت ببريد.


اين هفته طبق قولي كه هفته پيش بهتون داده بودم داستان دوست عزيزمون (آقا رضا.س)
رو براتون ميذارم البته آقا رضا هنوز واسه داستانش اسمي انتخاب نكرده و ميخواد كه شما دوستان در اين امر بهش كمك كنيد، شما دوستان ميتونيد اسمهاي انتخابي خودتون رو برام ايميل بزنين يا اينكه در لينك نظرات اسم انتخابيتون رو بنويسين، عزيزاني كه ميخوان ايميل كنن ميتونن به اين آدرس اسماشونو ايميل كنن(rezaalex1@yahoo.com )تا با نام خودشون در وبلاگ ذكر بشه. اين هفته هم مثل هفته هاي گذشته يه ترجمه از مدرن تاكينگي كه اين هفته ها و ماه ها در هيچ جاي دنيا هيچ كنسرتي يا اينكه استارت آلبوم جديدي رو زده باشن ميذارم اميدوارم كه از شعرهاي اين گروه عاشق خوان تكنو نهايت استفاده رو ببريد.

قسمت اول داستان
شباي سختي رو پشت سرمي ذاشتم، حتي نمي تونستم يه لحظه چشمامورو هم بذارم، همش در فكر مايكلا بودم، از روزي كه اونوديده بودم يه حس عجيبي بهم مي گفت اين خودشه، هموني كه سالها انتظارش رو مي كشيدي، همون دخترموسياه چشم قهوه اي كه موهاشو رو شونش پريشون مي كنه و، وقارش اونقدرسنگين كه به دل هر كسي مي شينه، اما نمي دونستم چه جوري پا پيش بذارم اي كاش ميشدبراي يك بارديگه اونوتويه جائي گيربيارموبتونم همه حرفاي دلموبهش بزنم، بهش بگم چقدردوسش دارم، حاضرم جونم،عمرم وتمام زندگيموبه پاش بذارم،حاضرم هرچي كه اون ميگه روانجام بدم ولي منو به عنوان همسرآيندش بپذير، بااينكه 10 سال ازمن كوچكتربودولي اونقدر دوسش داشتم كه حاضربودم براش از همه چيزم مايه بذارم، هركاري كه مي تونست اونو به من برسونه حاضربودم انجام بدم، ولي همه اينا بستگي به اون داشت، اون بايد تصميم مي گرفت، اون بايد مي گفت منو دوست داره وتمام پردها روپاره ميكرد، اون،اون،اون... ، به نظر خودم شرايط سني ما نمي تونست ما روازيهزندگي خوب و عاشقانه دور نگه داره، حتي اگرماسوژه مردم به احتمال بسيار كم مي شديم، چون دو نفر كه عاشق هم بشن اصلا براشون فرقي نداره كه مردم چي ميگن.تصميم خودموگرفتم، به خودم گفتم فردا بهش زنگ مي زنم ويه جائي باهاش قرار مي ذارم وهمه چيزوبهش مي گم، چون ديگه نمي تونستم تحمل كنم، برام دوري از اون خيلي سخت بود، اونقدرسخت كه فكر مي كردم هر ثانيه يك سال طول مي كشه، دوري از اون بغضي در گلوم ايجاد مي كردكه مي خواست خفم كنه، بخاطر همين بايد با اون حرفمي زدم واين كارهرچه زودتر انجام ميشد من زودتر به آرزوم مي رسيدم، حداقلش اين بود كه در انتظار جواب اون ميموندمو زندگيموتموم ميكردم، به اين نتيجه كه رسيدم دلم روشن شدوچشامو بستمو در انتظارفردا به خواب رفتم.
Riding on a white swan
سوار بر قوي سپيد
Secret message – for a rendezvous
پيامي سري- براي ملاقات يكديگر
Distant fire – it's hurting you
آتشي در دور دست – به تو آسيب مي رساند
It's so sad
چقدر غمگين كننده است
When good love goes back
وقتي عشق دلنشين برگردد
Tears of love will make me sad
اشكهاي عشق مرا غمگين خواهند كرد
Frozen teardrops
اشكهاي يخ زده
Running with the night
سفري در امتداد شب
Sorry doesn't always make it right
متاسفانه هميشه درست از آب در نمي آيد
Tears of love, tears in my heart
اشكهاي عشق، اشكهائي در قلبم
Why did love just break apart, break apart?
عشق ما چرا در هم شكست، در هم شكست؟
I'm riding on a white swan
من سوار بر يك قوي سپيدم
I need your heart tonight
امشب قلب تو را مي خواهم
I'm riding through a hard storm
من سوار بر قوبه سوي طوفاني سهمگين مي روم
Don't treat me like a child
با من مثل يك بچه رفتار نكن
I'm riding on the white swan
من سوار بر قوي سپيدم
I've got that what you need
من آنچه را كه مي خواستي، به دست آورده ام
I'm riding on the white swan
من سوار بر قوي سپيدم
You've got the best of me
تو بهترينها را از من به دست آوردي
On the wings of a nightingale
بر بالهاي مرغ سحر
Playing games
عشقت را
Your love for sale
به معرض فروش مي گذاري
Then my girl belongs to yesterday
سپس نازنينم كه متعلق به گذشته است
No return
ديگر بر نمي گردد
Don't lose your way
راهت را گم نكن
It's more than just the two of us
آن بيش از تحمل هر دوي ماست
Heart is open – come on, trust
در قلبم باز است، زود باش به من اعتماد كن و وارد شو
Love I gave for your mystic smile
عشقي كه من بخاطر لبخند پنهانيت تقويت كردم
Should I go or stay a while, stay a while
بايد بروم يا لحظه اي تامل نكنم ، لحظه اي تامل نكنم
گرد آورنده : رضا
يك روز آرام در لحظه بلند شدن يك برگ زرد متولد شديم و تولدمان را با شكستن چند شاخه گل جشن گرفتند. تنها ما بوديم كه به سوگ برگها نشستيم و با تمام وجودمان گريستيم. روزها
گذشتند و ثانيه ها كم شدند و ما فراموش كرديم كه نبايد برگهاي زرد را لگد كنيم، و نبايد ياس ها را چيد و عشق را فراموش كرد. ودر يك روزآرام و خلوت گلدان هاي عاطفه مان ترك برداشتند وبه سوي حقيقتي تلخ گشوده شدند.
به كودكي گفتند: عشق چيست؟ گفت: بازي
به نوجواني گفتند: عشق چيست؟ گفت: رفيق بازي
به جواني گفتند:عشق چيست؟ گفت: پول وثروت
به پيرمردي گفتند: عشق چيست؟ گفت: عمر
به عاشقي گفتند: عشق چيست؟ چيزي نگفت، آهي كشيد و سخت گريست
براي قسمت تازه وجديد حرفهاي دل من چند تا نوشته واسه عاشقاي واقعي ميذارم تا حرف دلشون هر چي هست رو بزنن.
بذار تا نفس دارم تويه چشات نگاه كنم.
اسم تو رو عاشقمنه تا جون دارم صدا كنم.
برا اوني كه خيلي دوسش دارم...
زماني كه متولد شدم به من آموختند دوست بدار...
ولي اكنون كه ديوانه وار دوست دارم مي گويندفراموش كن...
عشق ...
به من گفت بيا،گفت بمان،گفت بخند،گفت بمير...
آمدم، ماندم، خنديدم، مردم ...
اول بايد مثل هميشه يه معذرت خواهي بزرگ از شما بكنم چون يه سه هفته اي از شما دور بودم خوب بعضي اوقات هم اينجور ميشه. ايندفعه براتون زياد برنامه ندارم چون تو اين هفته ها زياد نتونستم براتون خبر جمع كنم فقط يك ترجمه از مدرن تاكينگ كه اين روزها سرشون خيلي خلوته و هيچ كنسرتي رو تو هيچ جاي دنيا نذاشتن براتون ميذارم.دوم اينكه يكي از دوستان لطف كردن و يه قصه كه تازه شروع كردن برام فرستادن كه من بعد از ويرايشي كه روش انجام دادم براتون ميذارمش لطفا با نظراتتون اونو در راه بهتر شدن ياري نمائيد.
You are not alone
تو تنها نيستي
How deep is the ocean, how deep is your love
عمق عشق تو[در قلبم ] به اندازه ژرفاي اقيانوسهاست
I have the love in my eyes
عشق[تو]در چشمانم مشهود است
But how do you feel, when you can't get enough
اما چه احساسي داري، وقتي از عشق سيراب نمي شوي
Halfway to you paradise
در نيمه راه بهشت
Oh my love is your love, forever and a day
آه، عشق من عشق توست، هر روز و هميشه
You are not alone-I'll be there for you
تو تنها نيستي- من بخاطر تو در آنجا خواهم بود
You are not alone-anything I'll do
تو تنها نيستي- هر چه انجام خواهم داد
You are not alone-you're the one for me
تو تنها نيستي- تو يگانه عشق مني
You are not alone-that's no tragedy
تو تنها نيستي-اين[عشق] تراژدي نيست
You are not alone-you're the one for me
تو تنها نيستي- تو يگانه عشق مني
You are not alone-nothing comes for free
تو تنها نيستي- هيچ چيزي رايگان بدست نمي آيد
Your are breaking the silence-you're breaking my heart
تو سكوت را ميشكني-توقلب مرا ميشكني
You're like a rose in the snow
تو مثل گل سرخي هستي كه از ميان يخ روئيده است
I talk in my sleep-I don't tear apart
من در خواب حرف مي زنم[اما] اشك نمي ريزم
Baby I never will go
عزيزم، تو را هرگز ترك نخواهم كرد
Oh my love is your love, forever and a day
اوه، عشق من عشق توست،هر روز وهميشه

